به گزارش «سراج24»؛ این پرسش در شرایطی مطرح میشود که بروس ویلیس قهرمان اکشن دهه هشتاد میلادی، این هفته با فیلم تازهاش به دیدار تماشاگران میآید.
قسمت پنجم مجموعه فیلم موفق و پرفروش دهه هشتاد «جان سخت» در حالی به روی پرده سینماها میرود که فیلمهای جدید دوستان قدیمی اکشن کار بروس ویلیس،در جدول گیشه نمایش سینماهای آمریکا و بیشتر کشورهای جهان شکست سخت تجاری خورده اند.
عدم استقبال تماشاگران از این فیلمها و قهرمان بازیهای بازیگران اصلی آن،باعث فروش بسیار پایین این فیلمها شد. همین نکته،باعث شد تا منتقدان و تحلیل گران اقتصادی سینما بپرسند آیا تماشاگران امروزی سینما، هنوز طرفدار بازیگرانی مثل آرنولد شوارزنگر، سیلوستر استالونه و ژان کلود و دم هستند یا خیر .
آنها با عنایت به فروش بسیار پایین فیلمهای جدید این بازیگران، این نظریه را مطرح میکنند که عمر هنری آنها به پایان رسیده و تماشاگران سینما دیگر علاقهای به تماشای ماجراجوییهای تکراری و نخ نما شده این قهرمانان اکشن قدیمی ندارند.
بحث مربوط به پایان دوران موفقیت این قهرمانان اکشن، با نمایش عمومی فیلم جدید آرنولد شوارزنگر به نام «آخرین راست قامت» شروع شد. آرنولد پس از یک غیبت ده ساله (و حضور ناموفق و بی اثر در عالم سیاست) دوباره بااین فیلم به دنیای بازیگری و اکشن برگشت.
قبل از اکران عمومی فیلم ، تبلیغات بسیار زیادی برای فیلم و خود آرنولد شد. تهیه کنندگان فیلم حتی از شعار معروف کاراکتر آرنولد در فیلم «ترمیناتور» (من بر میگردم) هم استفاده کردند و امیدوار بودند بازگشت دوباره این ترمیناتور و کونان مطرح دو دهه هشتاد و نود میلادی ، یک بازگشت موفق و پولساز باشد.
اما در عمل چنین چیزی رخ نداد و «آخرین راست قامت» در سه روز اول نمایش خود با یک افتتاحیه پایین 4 میلیون دلاری روبرو شد ، این رقم بسیار پائین فروش باعث شد تا فیلم در ردیف ششم جدول گیشه نمایش سینماها قرار گیرد . عدم استقبال نتماشاگران سینما از فیلم جدید این قهرمان اکشن سینما در حالی بود که فیلمهای دیگری که بازیگران خیلی مشهوری را در نقشهای اصلی خود نداشتند، خیلی موفقتر از فیلم آرنولد در جدول گیشه نمایش عمل کردند.
«آخرین راست قامت» با هزنیهای 30 میلیون دلاری تهیه شده بود و فروش کلی12میلیون دلاری آن در سینماهای آمریکای شمالی ،برای تهیه کنندگانش لقب یک شکست فجیع تجاری را به ارمغان آورد. منتقدان سینمایی فیلم را یک کار سطحی و کم ارزش ارزیابی کردند که هیچ حرف تازهای برای گفتن ندارد و نمیتوان حتی یک جنبه مثبت و قابل ذکر در آن پیدا کرد.
در همان حال، منتقدان سینمایی این پرسش را مطرح کردند که چرا آرنولد دوباره به دنیای سینما برگشته است و چرا خود را پس از کنارهگیری از دنیای سیاست، بازنشسته نکرده و اصرار دارد که همچنان نقش قهرمان اصلی قصههای فیلمهای اکشن را به عهده بگیرد.
شکست فجیع تجاری «آخرین راست قامت» در حالی نصیب آرنولد شد، که مدتی قبل از آن قسمت چهارم مجموعه فیلم«سرباز جهانی» هم (با بازی ژان کلود ون دم) نتوانست تماشاگران زیادی را جذب خود کند و در جدول گیشه نمایش سینماها ، شکست تجاری خورد.
اما فروش کم فیلم ون دم، به اندازه شکست تجاری فیلم آرنولد توجه منتدان و اهل فن را به خود جلب نکرد. البته علت امر را باید در شهرت کمتر ون دم جستوجو کرد . اما نباید فراموش کرد که این بازیگر رزمی کار سوئدی تبار در دهه هشتاد و نود، یکی از معروفترین بازیگران ژانر اکشن بود و رسانههای گروهی از وی به عنوان جانشین آرنولد شوارزنگر اسم میبردند.
در شرایطی که هنوز بحثهای مربوط به بازگشت فاجعه بار و ناموفق آرنولد ادامه داشت، فیلم جدید سیلوستر استالونه «گلولهای در سر» با سر و صدای زیاد اکران عمومی شد. استالونه که زمانی راکی و رامبوی موفق و بزن بهادر صنعت سینما بود، در گفتگوهای زیادی شرکت کرد و دادسخن زیادی درباره اکشن دلهرهآور و ماجراجویانه خود داد .
اگر آرنولد در «آخرین راست قامت» یک کلانتر پیر در یک منطقه مرزی بود وبا کمک یک جوان ماجراجو به جنگ خلافکاران میرفت، استالونه در «گلولهای در سر» یک زورگیر قدیمی است که با کمک یک پلیس جوان، به جنگ با دشمن قدیمی و دیرینه خود میرود.
اما خبر سازیها و جنجالهایی که پیرامون فیلم جدید استالونه ایجاد و خلق شده نتوانست به کمک آن در جدول گیشه نمایش سینماها بیاید و حتی یک فروش معمولی را برای آن تضمین کند. عدم استقبال تماشاگران از «گلولهای در سر» آن را با یک افتتاحیه پایین 4 میلیون دلاری روبرو کرد.فیلم طی ده روز اول نمایش8 میلیون دلار فروش کرده و هفته آینده از فهرست 10 فیلم اول جدول گیشه نمایش خارج می شود.
این درحالی است که هزینههای تولید فیلم حدود 55 میلیون دلار بوده است. رسانههای گروهی مینویسند استالونه طی دو هفته قبل در هیچ یک از محافل عمومی ظاهر نشده و به قول معروف،خود را پنهان کرده است.
عدم موفقیت مالی فیلمهای جدید آرنولد و استالونه در حالی نصیب آنها میشود که هردو، چند پروژه جدید کاری را در دست دارند و قرار است در سال جدید میلادی در چند فیلم تازه بازی کنند. در این بین،آرنولد با وضعیت ویژه ای روبروست. سال گذشته میلادی اعلام شد او در قسمتهای تازهای از دو فیلم پر سر و صدا و پرفروش «کونان بربر» و «ترمیناتور» بازی خواهد کرد. حالا معلوم نیست، بازگشت ناموفق وی باعث خلق چه رابطهای بین او و تهیه کنندگان این فیلمها خواهد شد.
منتقدان سینما میگویند در بین بازیگران اکشن مطرح دهه هشتاد میلادی، چاک نوریس بازیگر زرنگ تری بوده و با کنارهگیری از ژانر اکشن در دنیای سینما، تلاش کرده آبروی خود را حفظ کند. این بازیگر خشن سینما، در دو دهه اخیر راهی دنیای تلویزیون شد و احساس کرد بهتر است دنیای سینما را برای جوانتر باقی بگذارد.
نوریس آخرین بار در در سال 2005 در «کاتر»بازی کرد و مدتها بود که تماشاگران سینما او را روی پرده بزرگ ندیده بودند. وی سال گذشته میلادی، نقش کوتاهی در قسمت دوم «غیر قابل مصرفها» بازی کرد و در همان زمان گفت، این فیلم را به خاطر دوستیاش با استالونه (و به درخواست او )انجام دارد و قصد بازگشت به دنیای سینما و حضور در نقش اصلی یک فیلم اکشن را ندارد.
منتقدان سینمایی عقیده دارند بازیگرانی مثل استالونه و آرنولد ارزیابی اشتباهی از خود و تماشاگران سینما دارند و به همین دلیل است که فیلمهای آنان در جدول گیشه نمایش سینماها با چنین وضعیت بد و تحقیر آمیزی روبرو میشوند.
پل درگارابدیان منتقد و تحلیلگر اقتصادی سرشناس سینما در این رابطه میگوید: «هر چیزی محصول زمان خود است . آرنولد و استالونه در دهه هشتاد میلادی به عنوان قهرمانان اکشن سینما شناخته و معرفی شدند. در آن زمان، شرایط به گونه ای بود که تماشاگران کاراکترهایی از آن دست را میپذیرفتند و از فیلمها و اکشن کاریهای آنان استقبال میکردند. اما حالا شرایط با آن دوران فرق دارد و طبع و ذائقه تماشاگران تغییر خیلی زیادی کرده است.»
در حال حاضر، فیلمها و کاراکترهایی مورد توجه تماشاگران قرار میگیرند که خودشان را با شرایط روز هماهنگ کرده باشند. کسانی مثل آرنولد و استالونه هنوز در فضای دهه هشتاد میلادی تنفس میکنند و متوجه این نکته نشدهاند که شرایط امروزی بسیار متفاوت از دوران و زمان موفقیت بالای آنها در جدول گیشه نمایش سینماهاست.
این تحلیلگر سینمایی میگوید زمانی که یک بازیگر نمیتواند با اوضاع کنار بیاید و خود را با خواستههای روز همراه کند، باید کنارهگیری کرده و خود را بازنشسته کند. به اعتقاد این منتقد ،اگر بازیگر خودش این کار را نکند، تماشاگران ابتکار عمل را در دست گرفته و او را کنار میگذارند. این همان اتفاقی است که در زمان نمایش عمومی فیلمهای جدید آرنولد و استالونه افتاد.
نظر عمومی منتقدان سینمایی این است که یک فیلم سینمایی باید دارای قصهای جذاب و تازه (و در عین حال خوش ساخت) باشد،تا بتواند تماشاگران را وارد سالن تاریک سینما کرده و فروش آن را تضمین کند.
آنها میگویند نام و حضور یک بازیگر اگر چه میتواند کمکی به موفقیت بیشتر یک فیلم کند،، اما عامل اصلی و تعیین کننده در موفقیت آن نیست . بر اساس همین نظریه است که آنها میگویند این خود فیلمهای آرنولد و استالونه است که مشکل ساخت و فیلمنامه دارند و باعث روگردانی تماشاگران از آنها میشود و حضور یا عدم حضور آنها در چنین فیلمهایی، نمیتواند تأثیر زیادی روی موفقیت یا شکست تجاری آنها بگذارد.



